«برایشان قهوه دم می کردم، روی صندلی آشپزخانه می نشستم. آدامس نعنایی می جویدم و در معنای عبارت تغییر اقبال مان دقیق می شدم. هرچقدر سبک سنگینش می کردم باز نمی فهمیدم. آخر اقبال یا هست یانیست. اگر هست راهی برای تغییرش نیست. اگر نیست که به پرندگانی می مانیم در طوفان شن. با این فرق که خودمان نمی دانیم. درست مثل ترانه لوچانو مارکتی که می گوید : پرندگانیم در تندباد...کس این حال را نمی ازماید»
پ.ن: از کتاب « یک رمانک لمپن»، نوشته روبرتو بولانیو، نشر ماهی
برچسب: نویسنده: بهار کریمیپور تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 3:04